میراثی پس از مرگ ....

مرحوم سید مرتضی حاج سید جوادی مژدهی قزوینی گفته که شیخ علی اصغر شکرنابی بعد از مرگش مدتها  به خوابش می آمد و همانند زمان حیات وبه تناوب آنچه از اسماء مبارکه مستاثره،نسخ مشقی و اکسیر از مرحوم آیت الله زرآبادی تعلیم گرفته بود و ناگفته باقی مانده بود به او منتقل می کرد و تعلیمش می داد و آخرین بار به او گفت: « آنچه به تو گفته ام مهم است برو خدا را شکر کن.»

(به نقل از مرحوم استاد حاج سید مهدی میرزایی قمی تهران 1378)

وصیتی از شاگرد...

 

آقای معلم دامغانی فرموده بودند:«حیّ و قیّوم ، ذکر قلب است.بعد از نماز صبح اگر به تعداد بگویی قلب با این ذکر آنقدر می تپد تا امر از عالم بالا جهت آرامش و سکینه آن صادر گردد»

(تهران منزل حاج سید مهدی میرزایی قمی 1374به نقل از دکتر سوادکوهی)

شرح ملاقات حافظ اسرار با دانای اسرار...

بعدحمدو بعد نعت رسول(ص)                 بادرود وباسلام های قبول

ازبزرگان دین نمایم یاد                   حق کند روح آن بزرگان شاد

ای جوان !خدمت بزرگان کن‏              نفس اماره رابه فرمان کن

بهرخدمت همیشه حاضر باش          گر قبولت کنند، شاکر باش

این نخود_خودبه خودنخودنشده         تانه بی خود شده است خود نشده

گوش بگشا روایتی گویم                 روح افزاحکایتی گویم

مجتبی شیخ عالم واستاد                صاحب معرفت، قرین سداد

آگه از حکمت  ائمه دین                   واقف رازهای شرع مبین

واجد سر حکمت ایمان                   ‏ اوستاد معارف قرآن

درجواررضا«ع»به فیض خفی              ‏ گشته آگه زحکمت رضوی

برگذشت از علوم عرفانی‏                   وز رسوم و فنون یونانی

جان سوی مطلق حقایق داشت‏        سربه درگاه علم صادق«ع»داشت

بُدمربی به جمع اهل صفا               راه آموز سرمُلکِ بقا

روزگاری که یار من بودی‏            متوجه به کار من بودی    

روزی از روی لطف و مرحمتی‏     بعد شرحی و مدح و منقبتی   

گفتی از گفته‏های گاه و گهی‏     که نگویدکسی به سال و مهی 

حالیایک سفربه قزوین کن‏            قلب پاکیزه را توتزیین کن

یک تن از اولیا بیا و ببین              اوستادی بزرگ و پیر مبین

بین چه دریای علم و فضل و کمال     واقف رازها زقبل سؤال

متخلق به خلق و خوی نبی(ص)       هر چه خواهد دلت ازو شنوی

اولین،نیت زیارت کن                    پسِ شاگردی اش اطاعت کن

نه سری وجنیدبغدادی                سیّد موسی که بُد زرآبادی

رادمردی بزرگواروعلیم‏                 صاحب نفس مطمئن وحکیم

متحد،متفق شدیم روان              تا رسد دستمان بر آن دامان

سال هجرت رسیده به  چهل و هشت     که چنین روز مدو بگذشت

چون رسیدم به خدمتش،حیران‏           شدم ازآن فرشته انسان

نور از صورتش بُدی ساطع              لمعات لوامع لامع

خُلق او خلقتی زخُلق عظیم           نفس او بهجتی ز نفس کریم

درحقیقت نمونه ای ز امام                  گه سجود و رکوع و گه به قیام

گه به درد عوام همدرد او               گه به هرجمع همچو یک فرد او

بگرفته ست ازسرتعظیم               از خدای علیم او تعلیم

موسوی دست و عیسوی مسند      به شریعت، شریعت احمد(ص)

حامی علم و عدل ورفق و وداد        ماحی ظلم و جور و استبداد

علم را من چه سان کنم تعریف     که نگردد حقیقتی تحریف

من زعلمش کجاتوانم گفت           خاصه زان علم هاکه بودنهُفت

من زخُور آفتاب می دیدم            درحقیقت حجاب می دیدم

بگذرم از بیان حال او                   نَدَرم پردۀ مقالِ او

مَنّ و سلوی ز سفره‏اش خوردم    ‏ ظرف خود پر نمودم و بردم

  لوح«صددرصد» ازیکی وردش      بردم از یک نظر ز شاگردش     

یک نگه نمود و گفت بگو           «وَحدَه لااله الّاهو»[iv]



[iv] . شرح وتفسیر لوح محفوظ(1375)،صص16-19.

سید ابوالحسن حافظیان...

عارف بزرگوار سیدابوالحسن حافظیان در سال۱۲۹۷ ه ش در مشهد مقدس قدم به عرصه وجود نهاد. پدرش حاج سیدمیرزاآقا و مادرش بى بى معصومه‏خاتون هر دو از انسان‏هاى مؤمن و پارساى زمان خود بودند و چون پدرش به ریاضیات و علوم غریبه مشغول بود، او هم شوق و علاقه زیادى به این رشته نشان مى‏داد. پدر که متوجه علاقه او گردیده بود سیدابوالحسن را به شیخ حسنعلى اصفهانى (نخودکى) طاب ثراه که در آن وقت در مشهد اقامت داشت معرفى کرد تا در محضر وى حاضر شود و نزد آن استاد فرزانه درس بخواند.

مرحوم اصفهانى (نخودکى) هم او را پذیرفت و تحت تعلیم و تربیت قرار داد. حافظیان روزها در مدرسه میرزاجعفر تحصیل مى‏کرد و شب‏ها در حجره فوقانى صحن عتیق جنب ایوان عباسى به عبادت و ریاضت مشغول بود. به زودى در اثر استعداد سرشار نزد استادش مرحوم شیخ حسنعلى نخودکى بسیار مقرب گردید و گوى سبقت را از دیگران ربود. استاد در مکتب و مجلس درسش نور، صفا، وارستگى و آزادى را در سیماى ابوالحسن رصد کرد و به هوش و ذکاوت او بیش از دیگران پى برد. و به این ترتیب وى همت گماشت، سیدابوالحسن به زودى مقدمات صرف و نحو، ریاضى، طب، نجوم، هیئت، فقه و اخلاق و … فرا گرفت و در هر یک از آنها به کمالى شایسته و بایسته نائل آمد. او در این ایام همیشه مترصد بود از اساتید دیگر هم استفاده کند. او از عالمان و عارفانى که براى زیارت از شهرهاى ایران و کشورهاى دیگر به مشهد مقدس مشرف مى‏شدند نیز بهره‏مند مى‏گردید.

kbp2c0fifurpe8xba6zw.jpg

علاوه بر حاج شیخ‏حسنعلى نخودکى، دو استاد بزرگ عصر علامه سیدموسى زرآبادى و علامه حاج سیدمظهر حسین هندى، در رشد معنوى استاد حافظیان تأثیر بسزایى داشتند. او به واسطه زهد و تقوا و به جهت حُسن خلق موروثى و خدادادى در میان افراد عام و خاص شهر مشهد مقدس مشهور شد و تا پایان عمر از محرمان و مشاوران و مشگل‏گشایان مردم به شمار مى‏رفت و از خرمن دانش و ادعیه او عام و خاص بهره مى‏گرفتند.

b6yvhltddwyx1ldk2kj.jpg

شیخ علی اکبر الهیان

اين عالم ربّاني و «جوهرروحاني» و زاهد وارسته نيز از تربيت يافتگان مكتب سيّدموسي زرآبادي است.وي درقزوين ديده به جهان گشودومقدّمات رادرهمان جافراگرفت.سپس به تهران رهسپارگشت وتحصيلات عاليه رادرآنجاگذراند.بعدبه قزوين آمدوبه خدمت مربّي بزرگ وذوفنون عصرخويش و«اعجوبۀدوران» حضرت آيت الله سيدموسي زرآبادي رسيدوپاره اي ازعلوم (ازجمله عرفان نظري) وعلوم غريبه راازآن استادآموخت وهم درنزداوواردمراحل تهذيب نفس وسلوك شرعي شد.

r7p8qoc0q81s4dlth5pn.jpg

پس ازسال هاعبادت ورياضت ومجاهدت به مرحله «انسانيّت قرآني» و«كمال روحاني» نائل گشت وانساني سیرتي وروحاني واقعي شدودرشماركاملان وبزرگان عالمان باطن درآمد[i].شیخ،شاگردعملی چنین انسان کاملی بودوخودایشان کرامات بسیاری داردکه نشان دهندۀبهره گیری ایشان ازخضرراهش موسی زرآبادی بود[ii].مرحوم سیدجلیل زرآبادی به نقل از دکترمحمد رضا بندرچی نقل می نمودندکه پدرشان آقاسیدموسی دربین شاگردانشان،به مرحوم آقاشیخ علی اکبرالهیان علاقه وافری داشتند واو رابدقت تربیت می نمودند وحتی زمانی که مرحوم الهیان درایام جوانی عاشق دختری ارمنی(کشیش قزوینی)می شوند،آقا سید موسی باظرائفی وی را ازین ورطه رهایی می بخشند.مرحوم سیّد موسی زرآبادی برای مشایعت دوستان ومصاحبین خود آنها راتادرحیاط بدرقه می نمودند،امابرای مشایعت آقایی الهیان تا مدرسۀالتفاتیه_که محل سکونت شیخ بود_ بدرقه اش می نمود وسپس به خانه برمی گشت[iii].

منبع: دانای اسرار


[i] . مکتب تفکیک(1377)،ص 262.

[ii] . آيت عرفان (كرامات وسرگذشت شيخ علي اكبرالهيان)(1379)ص135.

[iii] .حکمت ابوالحسن.(1390).ص83.

شیخ علی اصغر شکرنابی قزوینی

حاج شيخ علي اصغرشكرنابي قزويني،ازمفاخرپديده‌هاي علمي ومعنوي معاصراست كه كمتربراي اهالي ديارخودشناخته شده است.

0m8ted36jkv0gqjk858h.bmp

اين عالم ربّاني از متبحرین علوم غریبه در عصرخودبودوغيرازفقه، اصول ودانش‌هاي رايج زمان به دانش‌هاي ناشناخته وبه اصطلاح علوم خفيّه آشنابود.ولادت آن بزرگواررادرحدودسال 1295 قمری ومولدش راروستاي كوهستاني شكرناب درشمال حصارخروان دانسته‌اند.

وی ملقب به«وحدت علی شاه» بود.درشهرهاوروستادرویشی می کرد.وي پس ازسفربه شهرهاي مختلف به ديارخويش بازگشت.روزی از روزهاکه درشهرقزوین دریکی ازمحله  هامشغول درویشی بود،کودکان محلّه به دورش جمع شده وبودندو وی راآزارواذیّت می نمودند.دراین هنگام آیت الله زرآبادی ازآن مکان می گذشت،درچهره وی معنویّتی مشاهده نمود،ازوی دعوت نمودبه منزل ایشان بروند.ازایشان پذیرایی مفصّلی نمود.شیخ علی اصغربا این نوع معاشرت آسیّدموسی شیفته رفتارایشان شده وبعدازصحبت هاوتبادل اطلاعات بین آنها،شیخ علی اصغرمتوجه شدکه گمشده ای که وی سال هابه دنبال ایشان  شهرهای زیادی راطی نموده ،شخص سیّدموسی می باشد،ودریافت آن همه دانشی که درعلوم غریبه درهندوستان تاآن لحظه کسب کرده بود،درمحضر علّامه زرآبادی چیزی نبود. در این زمان بودکه مشی خودراتغییردادوکسوت شاگردی ایشان رابه تن نمودوسرسپرده بی چون وچرای ایشان گشت.سیّدموسی نیزشیخ علی اصغررافرددنیادیده ای شناخته بودکه سیرآفاق نموده بودوزیرکی وفراست خاصی دردریافت امورداشت،همه علوم غریبه وخفیّه رابه وی آموزش داد ووی رابه سلک وشیوۀخویش پروراند.[i]»

منبع :  دانای اسرار


[i] . مصاحبه بادکتر فتوت نصیری سوادکوهی مورخ 31/1/90.

حاج سید مرتضی حاج سید جوادی(از شاگردان)

mtblo1v73yb7ga5yfn97.jpg

مرحوم سید مرتضی حاج سید جوادی نیز علاوه بر اینکه از محضر زرآبادی بهره ها برد در عین حال در بعض علوم در محضر شیخ علی اصغر تلمذ کرد و بعد از ارتحال شیخ علی اصغر شکرنابی وارث عرفانی  و اسراری او معرفی شد و آن 4 میراث گرانبها به سید مرتضی رسید. مرحوم سید مرتضی حاج سید جوادی پژوهی قزوینی چون معلم ریاضی و فیزیک بود در تنظیم الواح و خاتم،جفر،اعداد و حروف تبحر داشت . به تعبیر شاگردش مرحوم حاج سید مهدی میرزایی قمی او از شیخ علی اصغر  و آیت الله زرآبادی متبحرتر بود.هیچ لوح یا جدولی نبوده که در تنظیم و محاسبات و پُر کردن آن دچار مشکل شود.همه آنها را دقیق و صحیح محاسبه می کرد و عمل می نمود.حتی ضرب و تقسیم و جمع و تفریق اعداد چند رقمی را در ذهن انجام می داد بدون اینکه از کاغذ و قلم استفاده کند.یعنی دارای حدت ذهنی و حافظه قوی و استعداد فوق العاده بود.تیز هوش  و با حوصله و کتوم بود.علاوه بر آنچه از محضر زرآبادی وشیخ علی اصغر شکرنابی استفاده کرد خودش نیز یافته هایی داشت که مجموعا دفاتر علوم اسراری زیادی را به نگارش درآورد.شیخ علی اصغر شکر نابی یک ختم یاسین دارد که آیت الله زرآبادی به او آموزانده البته شرایط و آداب سختی دارد در حاشیه صفحه 2 کتاب کوچک ادعیه و اذکارش بعد از بیان طریقه و اداب ختم این جمله را به نگارش درآورده که: « اگر اشاره به آفتاب کند به زیر آید البته؛تمّت فافهم و السلام التماس دعا دارم شیخ علی اصغر»

آقای دکتر فتوت نصیری سوادکوهی

تربیت یافتگان مکتب سید موسی زرآبادی

شاگردان علّامه سیّدموسی زرآبادی درمکتب تربیتی ایشان به متألّهین قرآنی ونفوس قدسیّه ای مبدّل شدندکه هرکدام به نوبۀ خودشاگردانی مبرّز و برجسته به جهان اسلام وتشیّع تقدیم نمودند،که البته جهت شناخت بیشترشخصیت ایشان دررشدو پروراندن چنین شاگردانی درفصلی جداگانه به معرفی اجمالی شاگردان آن بزرگوارپرداخته می شود:

شیخ علی اکبرالهیان تنکابنی(م:1380 ق).

شیخ مجتبی احمدی سینایی قزوینی خراسانی(م:1386 ق.)

شیخ هاشم مدرس قلعه ای قزوینی خراسانی(م:1380 ق.)

سیّدمحمّدتقی معصومی اشکوری،صاحب کتاب‏ «دوچوب ویک سنگ».

شیخ علی اصغرشکرنابی(م: 1354ق).

سیّدابوالحسن حافظیان مشهدی،صاحب كتاب «لوح محفوظ»(م:1360 ش).

سیّدعلی محمّدحاج سیّدجوادی.

سيداحمدعمادحاج سيّدجوادي.

حضرت آيت الله حاج ميرزارحيم سامت كه پس ازتربيت دههاشاگردبرجسته كه هركدام درزمان خودازعالمان بي نظيربوده اند،درسال1353ه.ق درقزوين درگذشت كه اكنون آرامگاه ملكوتي اش درشاهزاده حسين (ع) مي باشد.

سيدعباس مدرس حاج سيدجوادي،صاحب «تفسيرانوارنبوّت».

سیّدجلیل زرآبادی،فرزندایشان.

سیّدخلیل زرآبادی،فرزندایشان.

 میرزاعلی اکبرمعلّم دامغانی[i].



[i]. مکتب تفکیک(ضمیمه تاریخ وفرهنگ معاصر،ویژه نامه 1)(1373)،ص166.